Thursday, January 21, 2010

سوال سوم-در جستجوی مرکز

اینم از اون مسأله های کلاسیک که دلم نیومد نذارم!

یک دانش آموز بعد از شنیدن خبر قبولی خود در آزمون ورودی سمپاد، تصمیم می گیرد برای ثبت نام به مرکز آموزشی برود. او نگاهی به نقشه ی خیابان ها می کند و پس از پیدا کردن آدرس مرکز به سمت آن به راه می افتد. ناگهان به یک دوراهی می رسد و متوجه می شود که فراموش کرده کدام راه به مرکز می رسد. او مطمئن است که یکی از این راه ها قطعاً به مرکز رسیده و دیگری قطعا نمی رسد. ضمنا او می داند که افراد این محله یا سمپادی هستند یا نیستند و می داند که غیر سمپادی ها راه را حتماً اشتباه نشان می دهند(شاید علت روان شناختی این کار آن باشد که از عدم قبولی خود در سمپاد ناراضی اند و بنابراین تصمیم گرفته اند همیشه به سمپادی ها دروغ بگویند).
اما این دانش آموز از آن جا که سمپادی است و هوش سرشاری دارد، فقط با پرسیدن از یک نفر بدون آن که بداند طرف مقابل سمپادی است یا خیر مسیر را پیدا می کند. (بعدها خبردار شدیم که ایشان مدال آور المپیاد شده اند و برق شریف می خوانند!)  این دانش آموز چه پرسیده است؟

جواب: یکی از راه حل ها می تواند این باشد:
دانش آموز یکی از دو راه را نشان می دهد و از اولین نفری که ملاقات می کند می پرسد: اگر بپرسم که این راه به سمت مرکز سمپاد می رود آیا تو پاسخ مثبت می دهی؟
اگر این شخص سمپادی باشد، بسته به این که این راه به مرکز می رود یا نمی رود پاسخ صحیح را می دهد. اگر سمپادی نباشد، به پرسش درونی آیا این راه به سمت مرکز می رود پاسخی دروغ می دهد، ولی چون آدمی دروغ گو است یک بار دیگر دروغ می گوید تا پاسخ خود ر به «پرسش درونی» پنهان کند. بنابراین او هم پاسخ مثبت را در موردی می دهد که راه به سمت مرکز برود و پاسخ منفی را در صورتی که راه به سمت مرکز نرود.
جواب های دیگه ای هم حتمن وجود دارند که من بلد نیستم!

1 comment:

  1. اینم از اون سوالاست‌ها دانیال!
    راه حل جالبی داشت، منتها رو قسمت پرسش درونی‌ش زیاد مطمئن نیستم، نظرا ممکنه متفاوت باشه...
    مگه این‌که با توجه به استدلال جواب طرف رو قبول کنیم

    ReplyDelete